وبلاگ شخصی محمدعلی عطاریه

این وبلاگ ابزاری برای خدمت رسانی به دوستان اینترنتی‌ام می باشد

وبلاگ شخصی محمدعلی عطاریه

این وبلاگ ابزاری برای خدمت رسانی به دوستان اینترنتی‌ام می باشد

وبلاگ شخصی محمدعلی عطاریه

سلام؛
قوانین این وبلاگ:
من قصد ندارم شما رو قانع کنم، هدفم در وبلاگ ارائه‌ی اطلاعات صحیح هست، همیــن.
از اونجاکه قائل به آزادی بیان هستم، هر کسی هر نظری داره [اگرچه به مذاق برخی خوش نیاد] ولی براش "دلیل" داره می‌تونه توی بخش نظرات همون پست مطرح کنه، در ضمن نظرات نیاز به تائید من نداره، بالاخره نویسنده نظر به شخصیت خودش هم توجه می‌کنه دیگه.
شــعـــار ایــن وبــلاگ
آزادی بیان یعنی "بیان حرفِ با دلیل" اگرچه غلط.

وظیفه‌ی علما

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ق.ظ

در ادامه بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب پیرامون وظیفه علمای دین را نقل کرده‌ام...
امروز شما برای اینکه اسلام را، دین را، حقیقت را، صراط مستقیم را، هم به مردم نشان بدهید، هم مردم را در این صراط به راه بیندازید، با مشکلات بزرگی رو به رو هستید. 
     باید با زمان، خودمان را تطبیق دهیم. شبهه‌ها از قبیل شبهه‌های صد سال و دویست سال قبل نیست. شبهه‌هائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانش‌آموز شما القاء میکنند، شبهه‌هائی از جنس روز است. در مقابل این کی میخواهد بایستد؟ غیر از علمای دین، غیر از مرزداران عقیده چه کسی باید در مقابل این تیرهای مسموم و زهرآگین بایستد و قرار بگیرد؟

بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان‌ ۱۳۸۸/۰۲/۲۳

نظرات  (۱)

 مهتاب ما را ابر های کینه بستند 
تزویر را بر دامن آیینه بستند 
ما را رها از چاله و در چاه بردند
بویی ز خون را از زمین تا ماه بردند
با حکمی از هفت آسمان خورشید کشتند
هر کس که ظلم و جورشان را دید کشتند
اسلام مغموم از مسلمان اشک می ریخت 
گویی هنوز آب فرات از مشک می ریخت 
در حوزه ها از منفعت با دین نشستند 
گردن زدند و بر سر بالین نشستند
با پول بیت المال وجدان را خریدند 
اَدَّ الْأَمانة گویی مولا ندیدند 
با دهنوی پیغمبر از این دین خجل شد
آیات قرآن با وجودش زیر گِل شد 
طلاب هی افزون شد و هی پاچه خارید 
از چشم مولای زمان هی اشک بارید 
هی خاوران را پیش خود توجیح کردید 
آن را به نابودی ظلم تلمیح کردید 
آقا تو را بر‌ جدتان ! اسلام تنهاست 
این کشور آخوند زده از ماست، بر ماست
بوی حشیش و شیره از اطراف هر شهر 
هر خطبه ات را می زند در کاسه ای زهر
پاسخ:
سلام خودنویس
ممنونم که به وبلاگ آمدید و شعر که نتیجه‌ی اندیشه‌ی شاعر هست رو برایم ارسال کردید، شعر را خواندم، (برخلاف وبلاگ شما نظرات در وبلاگ بنده بدون تائید نشر داده می‌شود و این یعنی احترام به مخاطب) به وبلاگ شما هم سر زدم و مطالب آنجا را هم خواندم، خصوصاً بخش مرا بخوان...
پیشنهادهایی دارم که اگر تمایل داشته باشی می‌توانم در شخصی برایتان بگویم، ولی یک پیشنهاد که جنبه‌ی عمومی دارد را همین‌جا مطرح می‌کنم:
در وبلاگتان نوشتید «برای خوانده نشدن نوشتم ، اما اگر خواندید مرا نزد فکرهایم روسیاه نکنید و به آنها ارزش اندیشیده شدن ببخشید» ارزش متن به خود متن و اندیشه‌ای هست که در پشت اثر نهفته است، بنابراین خودمان باید به اثرمان ارزش بدهیم، یکی از معیارهای ارزش دادن هم این هست که حرفهای ما مستند و منطقی باشد حتی در قالب شعر...
اگر حرفی منطقی نباشد و دلیل عقل پسندی توسط گوینده ارائه نشود یقینا خودش مخاطب را وادار کرده که به حرفهای او توجهی نکنند در نتیجه سیاه می‌شود.
امیدوارم دوستی خوبی را شروع کنیم.
همیشه موفق باشید.
خدانگهدار 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی